لسان الملك سپهر

2062

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

باشد و چنان بود . صد و پانزدهم : فرمود : أسرع أزواجا لحوقا بي أطولهنّ يدا . اول كس از زنان من كه با من پيوسته شود آن كس بود كه دست او درازتر بود ، يعنى از بهر تصدق گشاده دست باشد و آن زينب بود . صد و شانزدهم : از شهادت حسين بن على خبر داد ، و دست فرا برده مشتى از خاك كربلا برگرفت و فرمود : مضجع وى در اين خاك خواهد بود . و آن را با امّ سلمه سپرد كه روز شهادت او اين خاك خون خواهد شد چنان كه ان شاء اللّه در جاى خود به شرح خواهد رفت . صد و هفدهم : فرمود : از پس من سى سال كار به خلافت مىرود ، و چنان بود از پس آن قانون پادشاهى نهادند . صد و هيجدهم : جماعتى به ميهمان انس بن مالك حاضر شدند ، طعام در منديلى چركن « 1 » حاضر كرد و بعد از اكل و شرب فرمود : آتشى كردند و آن منديل را در آتش افكند تا از چركنى پاك شد و هيچ از آن نسوخت ، سبب پرسيدند گفت : گاهى رسول خداى با اين منديل روى مبارك را پاك مىفرمود . صد و نوزدهم : جابر بن عبد اللّه گويد : آب چاه ما سخت شور بود ، به عرض رسانيدم . پيغمبر فرمود : طشتى حاضر كرده پاى مبارك را در طشت بشست ، و آن آب را به چاه ريختم آب آن شيرين شد . صد و بيستم : نيز آب دهان مبارك در چاه انس بن مالك افكند آب آن شيرين شد . صد و بيست و يكم : امّ كلثوم بن الحصين را در جنگ احد تير بر حلقوم آمد ، پيغمبر با آب دهان مبارك جراحت آن را طلى كرد ، در زمان بهبودى پذيرفت و مانند اين از آب دهان مبارك چون زخم مار كه در غار بر ابو بكر آمد ؛ و رمد « 2 » حيدر كرّار در خيبر ؛ و زخم حارث بن اوس در قتل كعب بن اشرف بسيار است ، و بعضى در ذيل غزوات مرقوم افتاد . صد و بيست و دوم : امّ سلمه گويد : وقتى در خواب عرق جبين پيغمبر را مأخوذ داشته در شيشه كردم ، و دخترى را در مدينه هنگام عرس به كار بردم ، آن عطر از آن عروس منفك نشد و اگر شستى افزون گشتى ، و بطنا بعد بطن در اولاد او سريان

--> ( 1 ) . چركن : چيزى كثيف . ( 2 ) . رمد : چشم درد .